تبليغاتX
سامی دخت

نویسنده سفرنامه مقام معظم رهبری به فارس

 

     « فریدالدین حداد عادل که در سفر 9روزه رهبر انقلاب به استان فارس، ایشان را همراهی می‌کرد، قرار است یادداشت‌ها و برداشت‌های خود را از این سفر و حواشی آن در قالب کتابی منتشر کند.
به نوشته «فردا» فریدالدین حداد عادل که سردبیر هفته نامه همشهری جوان است در یادداشتی در آخرین شماره این هفته‌نامه و در بیان بخش‌هایی از این سفر آورده است:
«وقتی پسرک آقا را دید هول شد. نفس نفس زد و نتوانست حرف بزند. آقا بغلش کرد و بالاخره قفل زبان جوان باز شد و از مشکلات آموزش و پرورش روستای محل سکونت خود حرف زد و در آخر ایده‌ای در مورد وضعیت مخترعان و مسائل ٱنها گفت. ماشین‌ها روشن بودند و همه تیم محافظ منتظر بودند تا صحبت جوانک تمام شود الا آقا که خوب گوش می‌کرد. وقتی حرف‌هایش تمام شد با آقا خداحافظی کرد و همان جا روی لبه باغچه مجتمع رفاهی دانشگاه شیراز نشست. ماشین‌ها با سرعت خارج شدند و او شروع کرد به پاک کردن اشک‌هایش با چفیه‌ای که در دست داشت...»
گفتني است فريدالدين حداد عادل برادر همسر فرزند آيت‌الله خامنه‌اي است.»
 

 

خبر جالبی بود .بخصوص برای من که از قبل از سفر آقا دلم می خواست بدانم چه کسی قرار است سفرنامه ایشان به فارس را بنویسد.اگر اشتباه نکنم اولین سفرنامه از سفرهای استانی آقا را «رضا امیرخانی»نوشت تحت عنوان«داستان سیستان».اخیرا هم که سفرنامه آقا به سمنان را انتشارات کتاب دانشجویی به قلم «محمد رضا حدادی» و تعدادی از دوستانش منتشر کرده است تحت عنوان«هزار و سیصد و سمنان».هر دو سفرنامه زیبا و خواندنی هستند و این قبل از مهارت نویسنده  در نوشتن سفرنامه به هنر مسافر عزیز این سفرنامه ها برمی گردد.من با خواندن هر دو سفرنامه هم گریه کردم و هم خندیدم.از سادگی و عشق مردم به آقا گرفته تا عصا قورت دادگی برخی مسئولین استانی که حتی در سفرهای استانی آقا هم حاضر نیستند از موضع عصا قورت دادگی پائین بیایند و بعضا هم ضایع می شوند بدجور...

در هر دو سفرنامه بخش جالب توجه برای من دیدار سرزده آقا با خانواده شهدا بود.البته دیدار آقا با بزرگان و سران اهل سنت در سفرنامه سیستان هم از آن بخشهای زیبای کتاب آقای امیرخانی است.

اما اینکه سفرنامه اخیر را قرار است دکتر فرید الدین حدادعادل بنویسد جای خوشحالی دارد.خوشحالی از این بابت که مطمئنم فردی با توانایی و ذوق بی شمار ایشان حق مردم فارس را در این سفرنامه بجا    می آورد .فرید حدادعادل را سالهاست که دور را دور می شناسم.البته به جز چند کار مشترک که چند سال پیش با گروهی از دوستان و با سرپرستی ایشان انجامش دادیم.جوانی تحصیلکرده و سرشار از ادب و تواضع پدر .اگر نامش را نمی دانستم هرگز باور نمی کردم او از آقا زاده های مملکتی است.البته قطعا از این پدر چنین فرزند شایسته ای بر می آید.

برای دکتر فریدالدین حدادعادل در نگارش سفرنامه فارس آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم  بتواند عشق این مردم به ولی امرشان را به بهترین روش ممکن به رشته تحریر در آورد.

نوشته شده توسط سامی دخت | 11:4 | سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

به یاد شهدای کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

گاهی وقتها بعضی حادثه ها در عین تلخی و ناگواری آدم را بر می گرداند توی مسیر اصلی زندگی .نگاه که می کنی می بینی چقدر بیراهه رفته ای و این اتفاق تو را دوبار متوجه مسیر اصلی ات می کند.

صبح یکشنبه 25فروردین 1387 مثل هر روز ساعت 8:30رسیدم محل کار .و طبق معمول پس از روشن کردن رایانه شروع به بررسی سایت های خبری و خبرگزاریها کردم.یک خبر مرا متوجه خود کرد:

انفجار در حسینیه ای در شیراز

کمی تامل کردم .دیشب شنبه بود و برنامه جلسات هفتگی کانون.به سرعت روی خبر کلیک کردم. حدسم درست بود :

بمب گذاری در حسینیه سیدالشهدای شیراز ،آمار کشته ها و زخمی ها را که دیدم عنان اختیار از کفم رفت

اشک می ریختم .گوشی تلفن را برداشتم.با مادرم در شیراز تماس گرفتم.از هق هق من فهمید که همه چیز را می دانم .فقط می گفت :نگران نباش همه سالمیم برادرهایت سالمند

...ومن..انگار خانواده ام یک شبه بزرگ شده بود به بزرگی همه بچه های کانون. فقط گریه می کردم .مادرم تعریف کرد که دیشب همه اعضای خانواده آنجا بودند و کسی آسیب ندیده است.

خبرهای حادثه پی در پی می رسید. از همان آغاز مسئولین استانی با قاطعیت تمام بمب گذاری را تکذیب کردند و این حادثه را یک سهل انگاری از سوی مسئولین کانون در برپایی نمایشگاه دفاع مقدس قلمداد کردند.خدا می داند اگر سفر مقام معظم رهبری به شیراز نبود چه کسی قادر بود این مردم داغدیده را تسلا بخشد؟

13 شهید و201نفر زخمی آمار حادثه دیدگان بود.

کانون رهپویان وصال درست در روز ورود آقا به شیراز آخرین شهیدش را نیز تقدیم کرد:شهیده راضیه کشاورز

امتحان سختی بود برای مردم شهر من.از یک طرف داغ سنگین 14 دسته گل از بهترین فرزندان این آب و خاک و از طرفی میهمانی عزیز که 20 سال برای آمدنش صبر کرده بودند.

قدر میهمان برای این مردم عزیزتر از آن بود که بخواهند لحظات دیدار با او را فدای غم بزرگشان کنند. و اینچنین بود که

مردم داغدار شیراز بزرگترین اجتماع خود را در استقبال از ولی امرشان تشکیل دادند .

اجتماع میلیونی مردم شیراز در استقبال از رهبر فرزانه انقلاب خوابهای شوم دشمنان را نقش بر آب کرد .آنان که گمان کرده بودند این مردم به واسطه این داغ سنگین دست از مسیر سبز ولایت برمی دارند مثل همیشه در محاسباتشان شکست خوردند .

سید  محمد انجوی نژاد مدیر و معلم این جوانها در کانون رهپویان وصال،همه را امر به صبر و سکوت کرده بود که خون شهیدان راه خود را باز خواهد یافت و منافقین رسوا خواهند شد.

حالا می فهمم که شیراز عجب مردم شریفی دارد.با وجود آن داغ سنگین و برخی ناملایمتهای مسئولین استانی با خانواده شهدا حتی در اجتماع استقبال از آقا  همه صبر کردند و بالاخره صبرشان نتیجه داد:

 

تایید بمب گذاری در حسینیه سید الشهدای شیراز

 

25روز صبر و سکوت مردم و دستهای به آسمان بلند شده شان اجابت شد .

..و امروز شیراز به خود می بالد :

-به خاطر استقبال بی نظیرش از مقام معظم رهبری

-به خاطر 14دسته گلی که یا حسین (ع)گویان هدیه به آستان حضرت دوست شدند.

و بالاخره به خاطر مردم صبوری که هرگز از مسیر سبز ولایت عدول نمی کنند.

...ومن

بیشتر از همیشه به مردم شهرم افتخار می کنم

 

نوشته شده توسط سامی دخت | 19:33 | یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

RSS