تبليغاتX
سامی دخت

ملکوت هشتم

دستهایم که خالی است و رو سیاهم آنقدر که نمی توانم سرم را بالا بیارورم و حتی نیم نگاهی به روی نازنینت بیندازم.

به من گفته اند تو همان آقایی هستی که چشم می پوشی از رو سیاهی دوستدارانت و زود راضی می شوی تا ضمانتشان کنی پیش الله جل و علی!َ

به من گفته اند تو امام رئوفی و رئوف یعنی بسیار مهربان!

به من گفته اند می شود از همین جا از همین فاصله دور از همین اعماق روسیاهی به تو سلام کرد و تو هر سلامی را پاسخ می گویی!

به من گفته اند تو همان امامی هستی که بر سر همه دست میکشی خوب و بد را جدا نمی کنی همه را یکجا ضمانت می کنی!

به من گفته اند یکی هست که نزد تو خیلی عزیز است .اگر رو سیاهم بیش از آن است که نمی توانم عذر تقصیر بیاورم به در خانه ات .تو را به او سوگند دهم و او آقا زاده ای است که جواد الائمه می نامندش!

آقای خوبیها !امام مهربانیها !سرور نیکی ها !امشب آسمان سرزمین من به یمن قدوم زهرایی تو نورباران است .قدری از این نور را بر سرم بباران و ضامنم شو در روزی که همه دستها رهایم می کنند

سلام علی یو م ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا

میلاد نور مبارک

نوشته شده توسط سامی دخت | 16:1 | یکشنبه نوزدهم آبان 1387

باران خلاف نیست

هی نپرس آخرش چه می شود.آخرش دست خداست .بد نمی شود .این اولش را که سپرده اند دست تو ،این چه میشود؟این مهم است.اگر این بد بشود ،آخرش برای تو میشود روز خجالت :یوم الحسره.حسرت می خوری.می گویی کاش درست کار می کردم،امروز اینقدر خجالت نمی کشیدم.کار نکرده ای و حقوقت را می دهند.تمام و کمال.از خجالت هزار بار آب می شوی و می روی توی زمین.هی می سوزی و صدایت هم در نمی آید.جهنم می شود برایت.کوفتت می شود. عذاب می شوی.خدا که عذابت نمی کند.تو خود عذاب می شوی. خداکه عقده ندارد من و تو را عذاب کند.رحمان رحیم است.

 از نصایح حاج اسماعیل دولابی (برگرفته از  کتاب باران خلاف نیست نوشته کوروش علیانی)

نوشته شده توسط سامی دخت | 13:58 | یکشنبه پنجم آبان 1387

اگر دل دلیل است...

سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

 (یاد قیصر امین پور هماره زنده باد)

نوشته شده توسط سامی دخت | 12:49 | شنبه چهارم آبان 1387

RSS