کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مثل بچگی هام  لالایی هاتو دوست دارم

سادگی ها تو دوست دارم ، خستگی ها تو دوست دارم

چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

 

کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

 

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب ... اگه بد ، با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی ، با تو برام چیدنیه

 

مـــــــــــــــادر ...

 

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

لالایی ها تو دوست دارم ، بغض صداتو دوست دارم

 

مـــــــــــــــادر ...

 

لالایی ...

لالایی ...

 

پ.ن.۱:همیشه بهم می گفت:باید مادر بشی تا بفهمی! امان از مادر شدن و فهمیدن...

پ.ن.۲:دارم تصمیم می گیرم که تنهاییمو باور کنم.

پ.ن.۳:به یاد امیر عماد و روشنای عزیزم...