بر ساحل آرامش
هفته آخر شهریور را دوست دارم. یک جوری همه چیز بلاتکلیف است. از آدمها گرفته تا آب و هوا. صبح ها که دختر را می گذارم توی کالسکه به هوای خانه مادربزرگش، نسیم خنکی می دود زیر پوستم. این خنکی را دوست دارم. نه مال پاییز است نه نشانی از تابستان دارد. درست نیم ساعت بعد که دارم از خانه مامان برمیگردم هیچ خبری از خنکی نیست.
دلم هوای دریا را کرده است. خودم را در ساحل تصور میکنم.روبروی ساحل نشسته ام و به دریا خیره شده ام. موجها می آیند و می روند وصدایشان در گوشم می پیچد.دریا جای عجیبی است. موج میزند. مواج است اما آرامش می بخشد. دریا پر از آشوب است اما خیره شدن به آن آرامبخش است.چه تضاد عجیبی. صدای پرندگان دریایی که گاه با سرعت وارد آب میشوند و طعمه خود را برمیگیرند با صدای موج تلاقی مبکند. کمی آن طرف تر خانواده ام وخانواده های دیگر درحال شادی کردن و صحبت کردن هستند. دریا همه را به وجد می آورد. جایی از حدیثی از پیامبر خوانده بودم که نگاه کردن به آب آرامش می آورد. لابد همین است که اکثر آدمها درکنار دریا، درکناراین مواج پر تلاطم آرام هستند. غرق شده ام میان صدای امواج و آرزوهای دور و درازم....غروب دریا که از راه میرسد آب هم آرام میگیرد و تلالونارنجی رنگ و بیجان آفتاب با آبی دریا در هم می آمیزد...غروب شاید کمی غم انگیز باشد اما برای من همیشه امیدبخش است
دوست دارم دریا را در اغوش بکشم و ساحلش را با تمام وجود حس کنم. خودم را کنار دریا تصور میکنم. کنار دریا که هستم و بدون کفش روی شن های ساحل می دوم، شن های گرم شده با نور خورشید پاهایم را نوازش می کند و احساس خوشایندی به من دست می دهد. ساحل های شنی را بیش تر از ساحل های صخره ای دوست دارم. انگار در ساحل های شنی به دریا و به خدا نزدیک تر هستم .به دریا که نگاه میکنم فکر می کنم که هزاران موجود دریایی در اعماق دریای زیبا زندگی می کنند، اگر من هم می توانستم در دریا زندگی کنم زندگی ام چگونه بود؟! شاید من شبیه پری دریایی بودم. شاید هم پری دریایی انسانی بوده که دوست داشته در دریا زندگی کند و به همین خاطر یک روز به دریا رفته و دیگر برنگشته و تبدیل به افسانه شده است.
مدتهاست بر ساحل نشسته ام و. به تلاطم موجهای زندگی دریایی م فکر میکنم. زندگی همین دریای مواج است . همین دریا که از دور می ترساندت و از نزدیک دلت را به دریا میزنی و خودت را در مشکلاتت غرق میکنی و چه خوب اگر از میان این موجهای بیکران به سلامت گذر کنی