شاید یکی از همین روزها زنده‌گی را بغل کنم و بیاورم بگذارم توی آغوش تو؛ بعد هم بروم عقب؛ خیلی عقب تر از اینجایی که حالا هستم؛ بعد هم بایستم و از همان دور تماشایت کنم و ببینم با اینهمه زنده‌گی که تحویل تو داده‌ام چه می‌کنی...شاید یکی از همین روزها...