ضد ولایت فقیه؟!


در زمان امام(رض) می‏دیدیم که ایشان مطلبی را می‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمی‏دادند؛ نمی‏شود گفت اینها ضدّ ولایت فقیه‏اند. یادم هست که یک وقت راجع به رادیو و تلویزیون یک نظر این بود که رؤسای سه قوه، شورای عالی رادیو و تلویزیون باشند. بنده خودم با ایشان صحبت کرده بودم و می‏دانستم که نظرشان این است که رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس قوه‏ی قضاییه، اعضای شورای سرپرستی را تشکیل بدهند. وقتی این پیشنهاد به مجلس آمد، آقای هاشمی آن را مطرح کردند؛ اما با اکثریت قاطعی رد شد! با این‏که ایشان هم گفتند که این نظر امام است، اما فقط عده‏ی معدودی به آن رأی دادند! واقعاً نمی‏شود به آن اکثریت گفت که شما ضدّ ولایت فقیه هستید؛ نه، همه‏شان هم فداییِ امام و علاقه‏مند به امام و مخلص امام بودند؛ خیلی‌هایشان هم جبهه‏برو بودند؛ اما این حرف را قبول نداشتند؛ بنابراین باید واقعاً این چیزها از هم تفکیک بشود.


در همان وقت ما کسانی را می‏شناختیم که به فلان مرکز می‏رفتند و صحبت می‏کردند و در اصلِ اعتبارِ نظر ولایت فقیه خدشه می‏کردند! این حرف‌ها مربوط به امروز نیست که حالا کسی خیال کند بعضی‌ها امروز این حرف‌ها را می‏زنند؛ نه، همان زمان می‏زدند. غرض، رمی به «ضدیت با ولایت فقیه» چیز آسانی نیست که ما تا اندک چیزی از کسی دیدیم، فوراً این مُهر را به پیشانیِ او بزنیم؛ ضدیت با ولایت فقیه، شواهد و ضوابطی دارد. علی‏ای‏حال، این جهات اخلاقی باید خیلی با دقت رعایت بشود. البته آقایانی که بحمدالله در رأس هستند ـ چه خودِ آقایان شورای نگهبان، چه آقایانی که همکاری می‏کنند ـ نزاهت و طهارت‌شان اظهر از این است که کسی بخواهد درباره‏ی آن چیزی بگوید، یا چنین توصیه‏هایی بکند؛ لیکن در سطح عام این معنا هست.

"بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس ۱۲/۴/۱۳۷۰

خوش بحالت...

خوش بحالت که تنها نیستی

خوش بحالت که می توانی حرف بزنی

خوش بحالت که آنقدر آدم دور و برت هست که هیچ وقت برای حرف زدن، آدم کم نمی آوری

خوش بحالت که آدمهای دور و برت همه از جنس خودت هستند

خوش بحالت که میتوانی افکار مخالفت را با یک فریاد بی منطق ، خفه کنی

خوش بحالت که می توانی بی مهابا انتقاد کنی

خوش بحالت که اجازه داری عقیده ات را آزادانه فریاد بزنی

خوش بحالت که مجبور نیستی خیلی وقتها برای حفظ منافع بعضیها ، حقیقت را فدای مصلحت کنی

خوش بحالت که مجبور نیستی هر روز هزار و یک برچسب ریز و درشت را تحمل کنی

خوش بحالت که مجبور نیستی برای دفاع از عقیده ات با آدمهای اطرافت درگیر شوی

خوش بحالت که بخاطر اندیشه ات متهم نمی شوی

خوش بحالت که حرفهایت هیچ وقت در گلو خفه نمی شود

خوش بحالت که بخاطر موقعیت خانوادگی و اجتماعی ات مجبور به ملاحظه کاری نیستی

خوش بحالت که مجبور نیستی خیلی وقتها برای دیگران زندگی کنی

خوش بحالت که خیلی از واقعیتها را نمی دانی

خوش بحالت که آدمهای دور و برت هنوز هم  برای حرمتهای قدیمی ات ارزش قائلند

خوش بحالت که خودت هستی

خوش بحالت که محکوم به سکوت نیستی

 خوش بحالت که تنها نیستی...