تحول در عرصه طنز تلویزیونی

ایام نوروز با برنامه هایی که صدا و سیما برای مردم تدارک دیده است رو به اتمام است و در این میان سریالهای طنز تلویزیونی از جایگاه ویژه ای در نزد مخاطب برخوردار هستند.سریال طنز "چاردیواری به کارگردانی سیروس مقدم" ، "زن بابا به کارگردانی سعید آقا خانی "و "دارا و ندار به کارگردانی مسعود ده نمکی " بخش زیادی از اوقات فراغت خانواده ها در ایام تعطیلات را به خود اختصاص داده اند.
شکی نیست که طنز از دیرباز جایگاه ویژه ای در نزد ایرانیان داشته است.همه ایرانیان به انحای مختلف رابطه دلپذیری با مطایبه و شوخی دارند.این امر را میتوان در رفتارهای اجتماعی مردم عادی نیز مشاهده کرد.پیامک های رد و بدل شده در بین جوانان و حتی افراد میانسال گواه روشنی بر نیاز جامعه به طنز و رایج شدن این شیوه نقد اجتماعی در میان مردم است.
طنز تلویزیونی نیز مانند هر موضوع دیگری در این سالها روند پر فراز و نشیبی را طی کرده و تجربیات مختلف و متفاوتی را در این عرصه رقم زده است.
اگرچه حوزه طنز تلویزیونی از آسیبهایی نظیر کمبود شدید فیلم نامه ، محدود شدن آثار طنز تلویزیونی در حوزه سریال ، عدم بهره گیری رسانه ملی از نویسندگان و نوابغ حوزه طنز مکتوب و عدم تنوع در سازندگان طنز تلویزیونی و محدود شدن به دو یا چند گروه سازنده رنج می برد اما نوروز امسال و ورود گروههای جدید و مطرحی نظیر سیروس مقدم به این حوزه و پایان مکتب مدیریسم* را می توان نقطه عطفی در این عرصه برشمرد.
قطعا پس از پایان سریالها نقد و بررسی این تولیدات از سوی صاحبنظران و کارشناسان مختلف صورت خواهد پذیرفت اما آنچه مسلم است نباید نقاط مثبت سریالهای طنز امسال را نادیده گرفت.به نظر می رسد سریال طنز چاردیواری با اقبال بیشتری در میان خانواده ها مواجه شده ست.
اگرچه نمی توان فیلم نامه خوب و کارگردانی قوی سیروس مقدم و صد البته بازی روان و دلنشین آتیلا پسیانی را در این اقبال عمومی نادیده گرفت اما به جرات میتوان گفت وجود المانهای خانوادگی در این مجموعه باعث گرایش بیشتر مردم به آن شده است.
بطور کلی نقاط مثبت این مجموعه را میتوان به شرح ذیل برشمرد:
۱-حضور یک خانواده کامل متشکل از پدر و مادر و فرزندان بعنوان محور اصلی سریال :متاسفانه در سالهای اخیر حضور خانواده ای تک والدینی single parents در محوریت سریالها بسیار چشمگیر شده است.
۲-وجود پیام ها و آموزه های مثبت اخلاقی و خانوادگی بصورت غیر مستقیم و تاثیر گذار: این پیام ها به کرات در دیالوگ های شخصیت آهو خانم مشاهده میشود.
۳-تلاش جمعی و گروهی خانواده ها برای حفظ بنیان خانواده یک زوج جوان:متاسفانه این فرهنگ ، سالهاست به بهانه هایی نظیر عدم دخالت در زندگی زوجهای جوان مورد تضعیف قرار گرفته و جای خود را به طلاقهای توافقی داده است.
۴-توجه ویژه به کارخانگی زنان و اشتغال زایی برای زنان خانه دار در منزل.
۵-توجه ویژه به مبحث حجاب:گریم مناسب بانوان و پرهیز از مقوله آرایش به جای گریم از موارد قابل ذکر است .همچنین استفاده از چادر و حجاب متفاوت به هنگام حضور نامحرم در منزل به خوبی تفاوت این دو حریم را نشان میدهد.
۶-قابل لمس بودن فضای سریال برای اقشار مختلف به دلیل پرهیز از تجمل گرایی و استفاده از فضای خاص زندگی اقشار متوسط جامعه
۷-آنچه بر دلنشینی و اقبال عمومی این سریال افزوده است نزدیک بودن فضای طنز سریال به طنزهای روزمره و جاری در زندگی مردم است .سیروس مقدم برای خندان مخاطب به دنبال روش و یا اتفاق خارق العاده ای نمی گردد. او با بهره گیری از طنزهای محاوره ای و روزمره زندگی مردم ، فضای سریال را به فضای ذهنی مخاطب نزدیک کرده است.
۸-تصور رایج در میان اکثر مدیران و تصمیم گیران حوزه برنامه سازی بر این است که چنانچه اثری برای ساخت به افرادی ظاهرا متعهد به اصول و ارزشها سپرده شود نتیجه بهتری حاصل خواهد شد.اما روند کارگردانی سریال چاردیواری نشان داد که اگر اصول اولیه و استانداردهای اخلاقی ،اجتماعی و خانوادگی به خوبی توسط تصمیم گیران و برنامه ریزان تبیین شده و در اختیار برنامه ساز قرار گیرد نتیجه ای به مراتب بهتر حاصل خواهد شد.این موضوع در مقایسه دو مجموعه چاردیواری و دارا و ندار قابل بررسی است.
بهرحال باید این تحول در عرصه طنز تلویزیونی را به فال نیک گرفت.انتظار می رود رسانه ملی با این تجربه جدید بتواند در آینده ای نه چندان دور گامهای دیگری نیز برداشته و با بهره گیری از بزرگان و نوابغ حوزه طنز مکتوب فتح باب دیگری را در این عرصه رقم بزند.
*مکتب مدیریسم : این تعبیر برگرفته از مقاله ای است که توسط حمید رضا مقسمی در باب طنز تلویزیونی نوشته شده و منظور از آن مجموعه های طنزی است که توسط مهران مدیری ساخته شده و سالهاست حرف اول را در تولیدات طنز تلویزیونی می زند.
طنز تلویزیونی نیز مانند هر موضوع دیگری در این سالها روند پر فراز و نشیبی را طی کرده و تجربیات مختلف و متفاوتی را در این عرصه رقم زده است.
اگرچه حوزه طنز تلویزیونی از آسیبهایی نظیر کمبود شدید فیلم نامه ، محدود شدن آثار طنز تلویزیونی در حوزه سریال ، عدم بهره گیری رسانه ملی از نویسندگان و نوابغ حوزه طنز مکتوب و عدم تنوع در سازندگان طنز تلویزیونی و محدود شدن به دو یا چند گروه سازنده رنج می برد اما نوروز امسال و ورود گروههای جدید و مطرحی نظیر سیروس مقدم به این حوزه و پایان مکتب مدیریسم* را می توان نقطه عطفی در این عرصه برشمرد.
قطعا پس از پایان سریالها نقد و بررسی این تولیدات از سوی صاحبنظران و کارشناسان مختلف صورت خواهد پذیرفت اما آنچه مسلم است نباید نقاط مثبت سریالهای طنز امسال را نادیده گرفت.به نظر می رسد سریال طنز چاردیواری با اقبال بیشتری در میان خانواده ها مواجه شده ست.
اگرچه نمی توان فیلم نامه خوب و کارگردانی قوی سیروس مقدم و صد البته بازی روان و دلنشین آتیلا پسیانی را در این اقبال عمومی نادیده گرفت اما به جرات میتوان گفت وجود المانهای خانوادگی در این مجموعه باعث گرایش بیشتر مردم به آن شده است.
بطور کلی نقاط مثبت این مجموعه را میتوان به شرح ذیل برشمرد:
۱-حضور یک خانواده کامل متشکل از پدر و مادر و فرزندان بعنوان محور اصلی سریال :متاسفانه در سالهای اخیر حضور خانواده ای تک والدینی single parents در محوریت سریالها بسیار چشمگیر شده است.
۲-وجود پیام ها و آموزه های مثبت اخلاقی و خانوادگی بصورت غیر مستقیم و تاثیر گذار: این پیام ها به کرات در دیالوگ های شخصیت آهو خانم مشاهده میشود.
۳-تلاش جمعی و گروهی خانواده ها برای حفظ بنیان خانواده یک زوج جوان:متاسفانه این فرهنگ ، سالهاست به بهانه هایی نظیر عدم دخالت در زندگی زوجهای جوان مورد تضعیف قرار گرفته و جای خود را به طلاقهای توافقی داده است.
۴-توجه ویژه به کارخانگی زنان و اشتغال زایی برای زنان خانه دار در منزل.
۵-توجه ویژه به مبحث حجاب:گریم مناسب بانوان و پرهیز از مقوله آرایش به جای گریم از موارد قابل ذکر است .همچنین استفاده از چادر و حجاب متفاوت به هنگام حضور نامحرم در منزل به خوبی تفاوت این دو حریم را نشان میدهد.
۶-قابل لمس بودن فضای سریال برای اقشار مختلف به دلیل پرهیز از تجمل گرایی و استفاده از فضای خاص زندگی اقشار متوسط جامعه
۷-آنچه بر دلنشینی و اقبال عمومی این سریال افزوده است نزدیک بودن فضای طنز سریال به طنزهای روزمره و جاری در زندگی مردم است .سیروس مقدم برای خندان مخاطب به دنبال روش و یا اتفاق خارق العاده ای نمی گردد. او با بهره گیری از طنزهای محاوره ای و روزمره زندگی مردم ، فضای سریال را به فضای ذهنی مخاطب نزدیک کرده است.
۸-تصور رایج در میان اکثر مدیران و تصمیم گیران حوزه برنامه سازی بر این است که چنانچه اثری برای ساخت به افرادی ظاهرا متعهد به اصول و ارزشها سپرده شود نتیجه بهتری حاصل خواهد شد.اما روند کارگردانی سریال چاردیواری نشان داد که اگر اصول اولیه و استانداردهای اخلاقی ،اجتماعی و خانوادگی به خوبی توسط تصمیم گیران و برنامه ریزان تبیین شده و در اختیار برنامه ساز قرار گیرد نتیجه ای به مراتب بهتر حاصل خواهد شد.این موضوع در مقایسه دو مجموعه چاردیواری و دارا و ندار قابل بررسی است.
بهرحال باید این تحول در عرصه طنز تلویزیونی را به فال نیک گرفت.انتظار می رود رسانه ملی با این تجربه جدید بتواند در آینده ای نه چندان دور گامهای دیگری نیز برداشته و با بهره گیری از بزرگان و نوابغ حوزه طنز مکتوب فتح باب دیگری را در این عرصه رقم بزند.
*مکتب مدیریسم : این تعبیر برگرفته از مقاله ای است که توسط حمید رضا مقسمی در باب طنز تلویزیونی نوشته شده و منظور از آن مجموعه های طنزی است که توسط مهران مدیری ساخته شده و سالهاست حرف اول را در تولیدات طنز تلویزیونی می زند.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 9:14 توسط سمیرا افتخارنیا