ما و فیلشاه(2)
نوشته ساده دیروز و البته یک استوری درباره همین موضوع در اینستاگرام کلی واکنش دوست و آشنا را به همراه داشت در خصوص اینکه فیلشاه چطور فیلمی است؟ آیا به درد یک بچه دو و نیم ساله میخورد؟ آیا بچه در طول دیدن فیلم خسته نمیشود؟ اگر احیانا بچه در طول فیلم راه افتاد توی سالن، یا بلند بلند خندید یا سوال کرد و یا حتی خسته شد چکار باید کرد؟ اصلا بچه ممکن است که از پرده و تاریکی سینما بترسد و هزار یک سوال دیگر.
*********************
جمله های که در اکثر تیزرهای تبلیغاتی فیلشاه شنیده میشود این است:
فرزندان خود را آسوده خاطر به سینما بیاورید.
این جمله یک جمله واقعی درباره این انیمیشن است. فیلم و قصه آن کاملا امن است. صحنه های خشونت و وحشت برای بچهها ندارد و حتی در انتخاب کلمات و دیالوگها دقت زیادی شده است. فضای فیلم یک فضای کاملا دوستداشتنی و طنز است که کودک را راغب میکند به دیدن این انیمیشن. طراحی کاراکترها و صداگذاری عالیست. حتی در طراحی شخصیتهای منفی داستان دقت زیادی شده است. ابرهه و سپاهیانش بیشتر از اینکه منزجر کننده، ترسناک و تلخ باشند عجیب و غریب و خنده دارند و اینکه به قصه اصحاب فیل از یک زاویه متفاوت و کاملا خلاقانه نگاه شده است ستودنی است. اینکه یک قصه قرآنی از زاویه نگاه یک بچه فیل نقل میشود به جذابیت و کودکانه کردن آن کمک کرده است. در کل این انمیشن فضای امنی برای بچه ها دارد.
اما اینکه مناسب کدام سن است طبیعتا برای بچه ها بزرگتر و در رنج سنی 5 سال به بالا قابل درکتر است. اما در خصوص سنین پایین بستگی به کودک شما دارد. حلما به قصه علاقه زیادی دارد. از شش ماهگی قصه شنیده و کلا هر حادثه و اتفاقی در خانه ما با یک قصه ساده همراه است. برای مسواک زدن، برای احترام به بزرگترها، برای کمک به دیگران، برای تشکر کردن، و برای هر کاری در خانه ما یک قصه وجود دارد. گاهی قصه هایی که از دل کتابهای قصه کودکانه در آمده و بیشتر قصههایی که زاییده ذهن من و میم است. قصه هایی که خیلی وقتها تبدیل به نقاشی میشود و با شخصتیهای خیالیش کاردستی درست میکنیم. طبیعی است که برای قصه 80 دقیقهای فیلشاه هم کاملا آرام سرجایش بنشیند و قصه را دنبال کند. البته در طول فیلم یکی دوبار سوال پرسید و حواسش پرت شد به بچه های بزرگتری که راه افتاده بودند و طول و عرض سینما را یکی میکردند و میخندیدند و حرف میزدند.

ممکن است سالن تاریک سینما و یا حتی خود فیلم بچهها را خسته کند. بچه ها متفاوتند و صبر و حوصلهشان با هم فرق دارد. نکتهای که وجود دارد این است که بعنوان یک پدر و مادر بگذاریم بچه ها آنطوری که دلشان می خواهد فیلم ببینند. یادمان باشد آمدهایم فیلم کودک ببینیم و این فضا قبل از هر چیزی متعلق به بچه هاست. اگر بچهای راه رفت و حرف زد و بلندبلند خندید هیسهیس نکنیم وچپچپ نگاهش نکنیم. بچه ها خوب بلدند فضای خودشان را مدیریت کنند اگر ما مدام به شرایط موجود سیخ نزنیم و امر و نهی اضافه و بیجا نکنیم. طبیعتا همراه داشتن خوراکی و یا حتی اسباببازی مورد علاقه بچه به آرامش و صبوری وی در سالن سینما و نشستنش کمک خواهد کرد.
من حتی به اینکه ممکن است بچه از سالن تاریک بترسد فکر کرده بودم و راه حلش را در ذهنم داشتم. اینکه چراغ گوشی را روشن کنم تا کمی از تاریکی و ترس کودک کم کنم. که البته خود فیلم و صحنههای روشن و شفافش سالن تاریک را در بسیاری از لحظات کاملا روشن میکرد.
و نکته آخر هم برای سازندگان همه فیلمها و انیمیشنهای حوزه کودک مینویسم و آن هم اینکه سرعت سکانسها و صحنهها آنقدر زیاد نباشد که بچه ها نتوانند از صحنه ها لذت ببرند یا درکش کنند. شاید لازم باشد روی سکانسهای فیلم کودک با صبوری و تامل بیشتری حرکت کرد تا بچه از دیدن فیلم و صحنه هایش لذت بیشتری ببرد.